تبليغاتX
بن بست

بن بست

بارهااین کودک احساس من/زیربارانهای اشک من نشست/من توراآسان نیاوردم به دست/من توراآسان نیاوردم به دست

محو

 

 چند دقیقه دیگر
چند دقیقه دیگر وقت داری
تا به من نگاه کنی
به من، به چشمانم،
و به قلبی که برای تو می تپد
این شب و این باران
و تو
چند دقیقه دیگر وقت داری
تا به من نگاه کنی
پیش از آن که کاملا ً تمام شوم ...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم شهریور 1390ساعت 23:30  توسط شاهزاده خانم  | 

گمشده

اون چیز مهمی که تو گذشته جا گذاشتم....انگار هنوزم نمی تونم پیداش کنم.....

....شادی

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم شهریور 1390ساعت 19:59  توسط شاهزاده خانم  | 

من به "مرگی" عمیق فرو رفته ام

روزهای بدی می رسد؛ .... که از شدت تنهایی بالشت را به آغوش می کشی !    اما روزهای بدتری هم می رسد که بالشت را به آغوش می کشی ؛ چون کسی را لایق آغوش خود نمی بینی

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1390ساعت 14:16  توسط شاهزاده خانم  | 

از پشت میله ها

 

از پشت میله ها

از پشت این قفس تنگ و بس عبوس

لبهای تشنه را

لبهای غنچه گشتهء من را با تمام وجودت ببوس...


+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم فروردین 1390ساعت 16:9  توسط شاهزاده خانم  | 

s-alt

عزیز من

 

پ.ن : باکسب اجازه!

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389ساعت 8:42  توسط شاهزاده خانم  | 

2011

 

Do not take life so seriously, remember that we are what we think!

Dance ...

Kisses ...

Relax ...

Enjoy by ...

And Happy!

Today is the International Day of the beautiful people ... Like you ..!

For me, you're a special person

Live happy, think about it every sixty seconds you spend angry, upset, or worse, is a moment of joy that will not return.

My message today is:
If life is short, Break the rules, forgive quickly, kiss slowly, hug a lot, really love, express your love to people, laugh uncontrollably and never regret you ever bring a smile to those around you ...

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم بهمن 1389ساعت 13:44  توسط شاهزاده خانم  | 

دروغ :

 

بوی تعفن دهان ...تا آسمان دهم !

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم دی 1389ساعت 17:11  توسط شاهزاده خانم  | 

خلسه


دلم یه حال و هوایی داره...گرفته..شایدم شکسته. الان هست که حال اون روزتو درک می کنم. اون روزی که یه دروغ بهت گفتم..درسته خودمم خیلی حال بدی داشتم..و می خواستم یه جوری خودمو از عذاب وجدان راحت کنم و بهت بگم... اما حالا فهمیدم که حال شنونده ی دروغ از یه عزیز خیلی بدتره از گوینده... ببخش که دیر درکت کردم...ولی خوب...کردم

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم دی 1389ساعت 0:58  توسط شاهزاده خانم  | 

in my soul

 

گرم و خاموش کنارم بنشین

تو سراپا سخنی

در سکوت تو جهانی خفته ست

چشم از چشم من خسته مدار

غم سنگین دلم را تو فقط می دانی

که تو در جان منی

و تو همزاد منی

تو پرستوی بهارانم باش

از دلم کوچ مکن

که دلم مست بهار است ...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم آبان 1389ساعت 9:58  توسط شاهزاده خانم  | 

teshneye cheshmaatam!


زن پاشو محکم تر روی گاز فشار داد،باید خودشو سریع می رسوند... نه..... صدای برخورد گلگیرماشینش با سپر ماشین روبرویی... ماشینش کاملا نو بود و چند روز بیشتر نبود که اونو تحویل گرفته بودند چطوری باید جریان تصادف و خسارت دیدن ماشین نو رو به همسرش توضیح می داد خدایا!!!... باید مدارکش رو حاضر می کرد،در حالی که از پاکت قهوه ای رنگ بزرگ مدارکش رو بیرون میکشید تکه کاغذی از توی اون زمین افتاد، توی اون باخطی کلفت و شتاب زده نوشته شده بود: عزیزم در صورت تصادف...یادت باشه، که من تورو دوست دارم نه ماشین رو!
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم آبان 1389ساعت 13:31  توسط شاهزاده خانم  |